
سخته ...
نوشتن برام خیلی سخت شده ...
بیشترین حسی که دارم بهت و حیرته...
می خواستم این وبلاگ رو برای همیشه ببندم...اما نشد...نمی دونم به خاطر دوستای خوبم بود...به خاطر این خونه بود...یا به خاطر خودم...یا ...
تا حالا شده این قدر مبهوت و سر درگم باشین که ندونین چیکار کنین؟!
بسم الله
دوباره می نویسم...
این جا خونه ی نیلوفره...یا همه ی غم ها و شادیهاش...خونه ی من...

